شمس الدين محمد بن محمود آملي

112

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

فصل اول در معرفت اركان و امزجه و اخلاط و قوى : بدانكه اركان اجسامىاند بسيط كه اجراى مركبات سفلىاند و اركان چهارند آتش و اوحار و يابس است و هوا و اوحار است و رطب و آب و او بار دو رطب است و خاك و او بار دو يابس است و بقيه احكام هر يك در طبيعى ياد كرده شده و مزاج عبارت است از كيفيتى كه حاصل شود مركب را بتشابه در اجزاى او به واسطه امتزاج اركان و چون اجزاى ايشان متصغر و مماس ديگرى شوند و كيفيات متضاده بعضى در بعضى عمل كنند و هر يكى از آن سورت يكديگر را بشكند و مزاج اگر بر حاق وسط ميان كيفيات متضاده واقع بود آن را معتدل حقيقى خوانند و اين چنين مزاج در خارج وجود ندارد بلكه به مجرد فرض و اگر بر حاق وسط نباشد بلكه مايل بود از آن هشت قسم شود . چه آن يا مايل بود به حرارت تنها يا ببرودت تنها يا به رطوبت تنها يا به يبوست تنها يا مايل به حرارت و يبوست يا به حرارت و رطوبت يا ببرودت و يبوست يا ببرودت و رطوبت و اطبا اعتدال را بر سه معنى اطلاق كنند : يكى بر تكافوى اجزاء بمعنى آنكه اجزاى بسايط متساوي المقدار باشند . دوم بر تكافوي قوي بمعنى آنكه هر يكى از كيفيات مضاده به حيثيى باشد كه ديگري برو غالب نشود . سوم بر اعتدال بحسب حاجت بمعنى آنكه از كيفيات و كميات عناصر توفر قسطى كرده باشند كه او را بواسطه آن اصلح امزجه به نسبت به او حاصل شود و اين اخير را اعتدال نوعى خوانند و انسانرا بلكه هر نوعى از انواع حيوان را بىهشت نوع از اعتدال صورت نبندد . 1 - اعتدال نوعى كه حاصل شود مر مزاج انسان را به نسبت با خارج او و وجود انسان بدون اين اعتدال نتواند بود .